أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
117
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
رسد كه درو عزم كنند اگر ايشان با خداى تعالى راست گفتندى در آن حرص كه نمودند بر قتال ؛ ايشان را بهتر و نيكوتر بودى از نفاق ايشان . آنگه گفت : [ فَهَلْ عَسَيْتُمْ ] هيچ شايد و باشد كه چون شما كه منافقانيد اگر از قرآن بر گرديد و از احكام وى مفارقت كنيد در زمين فساد و خون بنا حقّ بريزيد و قطع رحم كنيد فرّا گفت : معنى اينست نه نزديك است و دور نيست كه اگر شما والى بشويد در زمين و مستولى گرديد فساد كنيد و قطع رحم . مسيّب بن شريك گفت : آيت در بنى اميّه و بنى هاشم آمد و خطاب با بنى اميّه است و مراد بارحام خويشى بنى هاشم است . [ أُولئِكَ الَّذِينَ ] آنان كه خداى تعالى ايشان را لعنت كرد پس كر و كورشان گردانيد بر وجه خذلان و تخليه تا ايشان كرى و كورى اختيار كردند از آنكه نشنيدند آنچه بايست شنيدن و نديدند آنچه بايست ديدن از آيات و بيّنات . [ سوره محمد ( 47 ) : آيات 24 تا 28 ] أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها ( 24 ) إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى لَهُمْ ( 25 ) ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ ( 26 ) فَكَيْفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ ( 27 ) ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّهَ وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ ( 28 ) اى « 1 » تدبّر و تفكّر نمىكنند و انديشه را كار نمىبندند درين قرآن تا بشناسند كه حقّ است و از نزديك خداى تعالى است يا خود در دلهاى بعضى ازين كافران كه منافقاناند قفلهاست كه گشاده نمىشود تا بدلهاى ايشان برسد يعنى ايشان با كسى مانند كه در دل وى ببسته باشند و قفلى بر آنجا زده تا هيچ چيز بدان دل نرسد و باندرون وى راه نيابد [ إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا ] آنان كه مرتدّ شدند و بر آن عقب كه آمده بودند بازگشتند . قتاده گفت : كافران اهل كتاباند كه پيش از رسول معترف بودند به او چون بيامد به او كافر شدند ابن عبّاس گفت : منافقاناند كه بمنزلهء مؤمناناند در ظاهر
--> ( 1 ) - يعنى آيا .